الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
31
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است « 84 » ، و هيچ گناهى نيست كه نه آن به اضافت آن چه كم از آن است كبيره است ، و به اضافت آن چه بيش از آن است صغيره است . چه با زن بيگانه خفتن به اضافت « 85 » ديدن در او كبيره است ، و به اضافت زنا صغيره . و بريدن دست مسلمان به اضافت زدن او كبيره است ، و به اضافت كشتن او صغيره . آرى ، آدمى را رواست كه هر چه بر كردن آن تهديد آتش آمده است بخصوص ، آن را كبيره خواند . و بدان آن [ خواهيم ] كه عقوبت آتش بزرگ است . و روا كه آن چه بر آن حد واجب است آن را كبيره گويد ، از آن روى كه آن چه در دنيا بر سبيل استعجال آن را عقوبتى واجب باشد بزرگ بود . و روا كه آن چه در نص كتاب از آن نهى آمده است آن را كبيره [ گويد ] ، چه تخصيص آن در قرآن بر بزرگى آن دلالت كند ، آن گاه كبيره لا محاله به اضافت « 86 » باشد . چه درجات منصوصات قرآن نيز متفاوت است . و در اين اطلاقات حرجى نيست . و آن چه از صحابه منقول است ميان اين جهتها متردّد است ، حمل آن بر چيزى از اين احتمالات بعيد نيست . آرى ، از مهمّات است كه معنى قول حق تعالى : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ ، « 87 » و قول پيغامبر - صلوات اللّه و سلامه عليه - الصّلوات الخمس كفّارات لما بينهنّ الاّ الكبائر ، دانسته شود . چه اين اثبات حكم كبيرههاست . و حق در آن آن است كه گناهان به اعتبار نظر شرع سه قسم است : يكى آن كه مىدانيم كه آن را بزرگ داشته است . دوم آن كه مىدانيم كه در صغاير شمرده است . سوم آن كه در آن بشكّيم ، و حكم آن نمىدانيم . پس طمع در معرفت حدى حاصر « 88 » يا عددى جامع مانع طلب چيزى غير ممكن است . چه دانستن آن امكان ندارد مگر به شنيدن از پيغامبر - عليه السلام - كه من به كباير ده چيز را خواستهام يا پنج چيز را . و آن را [ 21 ] مفصّل كند . و چون اين وارد نشده است ، بلكه در بعضى ألفاظ ثلاث من الكبائر آمده است ، و در بعضى سبع من الكبائر . و نيز آمده است كه السّبّتان بالسّبّة الواحدة من الكبائر . و اين از هفت و سه بيرون است . معلوم شد كه مقصود او از آن عد و حصر نبوده است . پس در شمردن چيزى كه پيغامبر آن را نشمرده است چگونه طمع توان داشت ! و روا كه مقصود شرع إبهام آن بوده است تا بندگان از آن ترسان باشند ، چنان كه شب قدر را مبهم كرده است تا در طلب آن جد و مبالغت بيشتر نمايند . آرى ، ما را طريقهاى كلى هست كه بدين أجناس كباير و انواع آن بتحقيق بدانيم . و اما اعيان آن به ظن و تقريب شناسيم . و نير بزرگتر كبيرهها را بدانيم . اما به دانستن خردتر صغيرهها راه نيست . و بيان اين سخن آن است كه ما هم به شواهد شرع و هم به انوار بصاير مىدانيم كه مقصود همهء شريعتها راندن خلق است سوى جوار خداى و سعادت لقاى او . و ايشان بدان نرسند مگر به
--> ( 84 ) از مضافات است ، نسبى است . ( 85 ) اضافت ، نسبت . ( 86 ) اضافت ، نسبت . ( 87 ) نساء 4 - 31 . ( 88 ) حاصر ، محصور كننده .